دل ما نیز چون غار تاریکی است پر از جغدهای سیاه وزشت. اگر نوری بر این دل تاریک بتابد جغدها نور را برنتابند و دل را ترک کنند باید به دنبال نور بود اگر می خواهیم دلمان از تاریکی و از جغدها خلاص شود. دل تاریک و سیاه روحمان را کدر می کند و مات...
نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در تاریخ : جمعه 29 اردیبهشت 1391 :: توسط : بیجی
گریه ی چشم چه حقیر است در برابر گریه ی دل...
نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در تاریخ : جمعه 29 اردیبهشت 1391 :: توسط : بیجی
باید که در غم و شادی غوطه ور شد... نه غرق..!
نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در تاریخ : جمعه 29 اردیبهشت 1391 :: توسط : بیجی
عشق بارها شاید به سراغ تو بیاید... ولی فقط یکبار آن واقعی است بقیه سرابی بیش نیست... به سراب دل مبند که سراب ، فریبی بیش نیست...
نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: توسط : بیجی
عشق مثل آتشی است که وقتی برافروخته می شود به اطراف نور، گرما و آرامش می دهد... نور حاصل از عشق (آتش) فکرت را روشن می کند و اندیشه ی تو عاشقانه می شود... گرمای حاصل، جانت را گرم می کند و از این گرمای عاشقانه روحت مور مور می شود... آرامش حاصل ،دلت را آرام می کند و دل آرام بودن آن هم در چنین روزگاری بزرگترین هدیه ی الهی است...
نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: توسط : بیجی
کاش مردان خودخواه و پلید و زشت زنان زیبا را زندانی نگاه زشت خود نکنند؛ بلکه نگاه زشت خود را زندانی کنند...
نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: توسط : بیجی
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: توسط : بیجی
زندگی خندان است... شرطش این است که تو خندان باشی تو اگر مغمومی و لبت خندان نیست دیگر تقصیر زندگی چیست! زندگی در گذر خود می گذرد تو نگاهی افکن در آینه ی دل خود... و اگر خندیدی و اگر لبخندی دیدی... تو بدان زندگی نیز می خندد!!!
نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: توسط : بیجی
چه نیازی است به چتر... اگر عاشق باران باشیم...
چه نیازی است به باران...
اگر همیشه تر باشیم...
نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: توسط : بیجی
اولین دانه ی شن اولین قطره ی آب اولین ذره ی نور همگی جمع شدند تا که صحرای پر از راز و سکوت تا که دریای پر از ناز و غرور تا که خورشید پر از گرمی و نور همگی شکل بودن گیرند و تو را در خودشان غرق کنند تو که نامت انسان است..!
نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: توسط : بیجی
زیبایی
برای کسی که فکر می کند و فکر می کنند که زیباست هدیه و نعمت خداوند
است... ولی از طرف دیگر هدیه ای شیطانی نیز می تواند باشد... چرا که ممکن است
تو را به زشت ترین و بدترین شکل ممکن در دام شیطان بیفکند..!
نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 :: توسط : بیجی
به او گفتم بخند بر من... سردخندی زد... بدتر از هر زهرخندی و نیش خندی... بد خنده ای زد...سرد بود ...سرد سرد...
نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 :: توسط : بیجی
|
 کل بازدید :
 بازدید امروز :
 بازدید دیروز :
 بازدید این ماه :
 بازدید ماه قبل :
 تعداد نویسندگان :
 تعداد کل پست ها :
 آخرین بازدید :
 آخرین بروز رسانی :
|